جلسه دوم
خصوصیات انسان شناس: ( موارد مطروحه توسط دانشجویان )
1) آدم کنجکاوی که در قبایل و عشایر تحقیق می کند
2) آدمی علاقه مند به سنت
3) آدمی با یک دوربین، نقشه ، دفترچه، کیف کهنه،
4) آدم صمیمی و مردم گرا
5) سیاح ، جهان گرد
به لحاظ محتوایی و تلقی از انسان شناسی که موضوع آن در گذشته نه چندان دور مطالعه جوامع کوچک مقیاس بوده است می توان موضوع کلاسیک انسان شناسی از قرن 19 تا دهه هفتاد میلادی را در همین راستا پیگیری کرد.
اما انسان شناسی از دهه هشتاد به بعد رویکردی پست مدرن یافته است و علاوه بر جوامع کوچک به سمت مطالعه جوامع شهری و فرهنگ مدرن سوق یافته است به عنوان مسال انسان شناسی امروزی بیماری ایدز ، ابعاد فرهنگی سرطان سینه ، روابط جنسیتی و قومیتی را با رویکردی انتقادی برای رهایی از وضعیت های نا برابر مطالعه می کند.
در اینجا باید گفت انسان شناسی سنتی منشا فرهنگ را واکاوی می کند و اینکه فناوری و تکنولوژی چگونه در سیر تمدن شکل گرفته است ایده پرستش نخستین بار در چه زمانی مطرح شد و به عبارت دیگرتمام بنیاد های اصلی زندگی انسان موضوع مطالعه مردم شناسی سنتی است.
انسان شناسان اولیه فرضیه ای داشتند که در ان قبایل و جوامع اولیه و دور افتاده در حکم فسیل ها و بقایای نمونه ای انسان شناسی مورد توجه قرار می گرفت.
در قرن 19 با پیدایش دنیای مدرن توجیهات مذهبی مشروعیت خود را از دست داد و بنا براین نداشت بنیانی جدید از فرهنگ درک ماورایی از دنیای اطراف را منسوخ کرد به بیانی مردم و خواسته های آنها در جهت لذت جویی، یشرفت مادی و فیزیکی بر دانشمندان غلبه یافت و فرهنگ پسا مدرن از دهه شصت میلادی به بعد مطرح شد امروزه توسعه مرز های دانش دیگر دغدغه مردم و دولتها نیست.
برای تثبیت مفهوم انسان شناسی باید استعاره های زیر را در نظر گرفت:
1) انسان شناس به مثابه مسافر
2) انسان شناس به مثابه کاراگاه پلیس
در حقیقت مصداق روشن استعاره نخست از مردم شناس را میتوان در شرح زندگی مالینوفسکی ( بنیان گذار مردم شناسی نوین ) مشاهده کرد تمام مردم شناسان کلاسیک مسافر بودند ولی به گونه ای متفاوت از سیاحان باستانی.
سفر نامه هایی که انسان شناسان می نویسند چند فرق عمده دارد:
1) روش مند است
2 ) نظریه محورند ف به عنوان مثال مالینوفسکی با پژوهش های مردم نگارانه خود ، نظریه عقده اودیپ و سکس محوری را رد کرد . دیدگاه نظری او فونوکسیو نالیسم مشخصا چارچوب مند است .
3) مسئله مدارند و مسئله مشخصی را مطرح می کنند . فرایندی را که یک انسان شناس باید انجام دهد به این ترتیب است : توصیف ، تشریح و تبیین
مردم شناسی فرهنگی
جلسه اول:
انتظارات دوستان دانشجو از درس مردم شناسی فرهنگی:
1)افزایش اطلاعات در زمینه رشته انسان شناسی
2)آشنایی با کاربرد های مردم شناسی به نحوی که با علایق شخسی ما سازگار شود
3)شناخت رفتار های فرهنگی مردم جامعه
4)شناخت روندهای فرهنگی جامعه
5)شناخت نسبت های بین انسان شناسی و ارتباطات
6)تجربه متفاوت آموزشی و پژوهشی در درس انسان شناسی
7)کسب نمره قبولی (گفتمان غالب در میان دانشجویان علم گریز)
8)شناخت فرهنگ به عنوان یک مقوله کمتر شناخته شده
9)آشنایی با فرهنگ ایران
10) آشنایی با پژوهش میدانی
دو ویزگی مهم علوم انسانی:
1)علوم مفهومی هستند چرا که عناصر انتزاعی موجود در جوامع انسانی را طبقه بندی و به هم مرتبط می سازد
2) علومی برای بیان خودمان(دیدگاههایمان) هستند. در حقیقت علوم انسانی محفلی برای بیان ایده های درونی فرد است به صورت قاعده مند
انتظارات استاد از دانشجو:
به دلیل خاستگاه اجتماعی و تفکر حاکم بر خانواده ها هدف از تحصیلات دانشگاهی غالبا نه خلاقیت و پیشرفته علمی بلکه دست یابی به امکان های بهتر برای زندگی شغلی و اجتماعیست.
در قیاس بین حکمت و حماقت غالبا برتری با حماقت است چون شیرین تر و آسان تر است.
ما در بررسی ساختار ها اکثرا عاملیت و فردیت خودمان را نادیده می گیریم در صورتی که باید ذهن ملموس خود را مفهومی و انتزاعی کنیم تغییر جامعه و کره زمین و کلی گویی نباید در جهان بینی ما جایی داشته باشد بلکه خود را باید تغییر داد
وظایف دانشجو:
1)تاسیس وبلاگ و درج 16 یادداشت در مورد انسان شناسی فرهنگی
2) کار عکاسی ( فتو اتنو گرافی ) مشتمل بر حد اقل 20 و حد اکثر 50 سوژه واحد با موضوع فاصله طبقاتی ( نگاه شود به: در باره نگریستن، جان برگر ، ترجمه مهاجر )
3)انتخاب یک کتاب درباره فرهنگ معاصر ایران و نقد آن در سه صفحه تا آخر اسفند ماه
4)انجام تحقیق در زمینه انسان شناسی فرهنگی
تا رسد دست به خود شو کارگر
چون فتی از کار خواهی زد به سر

